خط داستانی
اجیت یک کشاورز فقیر است که زمین خود را به زمیندار هاریداس رهن گذاشته است. اجیت در نظر هاریداس بد میشود و به همین دلیل در روز ازدواج خواهرش، خانه و اموالش را از دست میدهد. اجیت عصبانی شده و به هاریداس حمله میکند و در نتیجه دستگیر و زندانی میشود. خواهرش، پاروتی، حالا به تنهایی مورد آزار قرار میگیرد، اما در آخرین لحظه توسط پسر هاریداس، دکتر مانوهر، نجات مییابد و او در نهایت با او ازدواج میکند که این موضوع باعث خشم پدرش میشود. وقتی اجیت از زندان آزاد میشود، با چاقویی تیز به خانه هاریداس میآید تا انتقام بگیرد، بیآنکه بداند خواهرش در این خانواده ازدواج کرده است.