خط داستانی
پسر سرپرست و دوست نجیبزادهاش که بهطور داوطلبانه از برلین برای کمک به برداشت محصول آمدهاند، در طول سفر کوپنهای اسکان خود را عوض میکنند تا به صاحب ملک، که یکی از آنها با او نسبت دارد، شوخی کنند. پسر اشتباهی به نشستن در میز صاحب ملک دعوت میشود، در حالی که خویشاوند واقعی به خدمتکاران سپرده میشود. و اینگونه بازی گیجکنندهای با نتایج خندهدار آغاز میشود.