خط داستانی
توماس نیپرنادی در دامان روستاها پرسه میزند و از دهی به دهی میرود تا زن رویاهای خود را بیابد. او کت و شلوار سفیدی فرسوده به دوش دارد اما برای هر اقامت روستایی که نیاز دارد پرداخت میکند و حتی در یک مورد خانهای هم میخرد. نیپرنادی با کلامی پرشر و گفتارهای خیالی خود هر فردی را شیفته میکند. زنان او را جذاب مییابند و مردان از شنیدن داستانهایش کیف میکنند.