خط داستانی
در سال ۱۹۸۷، رابرت کرومب خود را معرفی میکند: پدر نظامی، تحصیلکرده در مدارس کاتولیک، همسری در کلیولند، کار در شرکتی کارت پستال، مصرف اسید در سال ۱۹۶۵، رفتن به سانفرانسیسکو و بندش در شکلگیری چاپهای زدکامیکس، به شهرت رسیدن، علاقه به جاز قدیمی، راهاندازی گروه، زندگی در یک کمون، ملاقات با آلاین کومینسکی که همسر دوم و شریک هنری او شد، داشتن دختری و توسعه سبک نقاشی واقعگراتر. اعترافات او به تنهایی، هوسهایش به زنان، سردرگمی از شهرت، فروپاشی زیرگونههای دهه شصت، شکست عصبی در ۱۹۷۳ و صلح او اکنون را دربرمیگیرد.