خط داستانی
جوتو یک پزشک معروف در یکی از روستاهای آبخازیا است، هرچند که نادانی او زندگی بسیاری از بیماران را به خطر انداخته است. پس از قربانی بعدی جوتو، کمونهای روستا و شورای روستا تصمیم میگیرند که یک بیمارستان بسازند. جوتو با این ایده مخالف است، اما آسیب دیدگی فرزندش او را وادار به تغییر نظر میکند.