خط داستانی
مردی در حال تحقیق درباره اهمیت محیط خانوادگی در آینده کودکان است. او ابتدا با یک فاحشه به نام رزا که به خاطر قتل قاچاقچی خود در زندان است، مصاحبه میکند. او کودکی فقیر بود که تنها با پدرش زندگی میکرد. پدرش میخواهد دخترش را به مدرسه بفرستد، اما جایی پیدا نمیکنند و پدر مجبور میشود کودک را با همسایه بگذارد در حالی که مشغول کار است. اما پدر به خاطر تصادف با خودرو میمیرد. سالها بعد، رزا پس از مرگ مادر خواندهاش تنها میماند. جوانی از همسایگیاش میخواهد به او کمک کند، اما در واقع میخواهد رزا را به فاحشه تبدیل کند و از پول او زندگی کند. داستان دیگر درباره پسری است که با پدرش برای ثبتنام در مدرسه میرود.