خط داستانی
جک از کسب و کاری به کسب و کار دیگر میرود و سعی میکند فضای تبلیغاتی در روزنامهاش بفروشد. در هر توقف، او رئیس را در موقعیتهای نامناسبی با یک منشی میبیند. او یک سرمقاله درباره این عمل مینویسد و اشاره میکند که میتواند تاجران برجسته را افشا کند. ناگهان همه میخواهند در روزنامهاش تبلیغ کنند.