بانداج: شلاق و پاشنه بلند
Bondage: Whip and High Heels
رئوییچی کارمند جدی اداره است که در روزهای تعطیلیش مغازه جلا دادن کفش در یک گوشهٔ خیابان دارد او شخصی ناپرهیز است که وقتی پاشنهٔ بلند می بیند تحریک می شود روزی که او کفش پاشنه بلندش را جلا می دهد مرد ناگهان دامن زن را بالا می کشد او با هوشیاری نیات سادیستی رئوییچی را دریافته است به داخل آپارتمان دعوت می شود و با دنیایی سردرگم از ام اس روبرو می شود