خط داستانی
شوالیهای مفاخر در ژاپن دههٔ بیست قرن بیستم به زندگی و آثار ماریس دو ساد شیفته میشود. او تئاتری میسازد تا نمایشهایی از رمانهای نویسندهٔ مذکور را اجرا کند و از دزدان، فاحشهها و افراد ناچار برای نمایش فانتزیهایش در صحنه استفاده میکند تا دوستان ثروتمند و زخمخوردهاش را راضی نگه دارد. در جستوجوی هیجانهای تازه، نجیبزادگان یکی از بازیگران را به همسرش میفروشد در حالی که خود نظاره میکند. متأسفانه این تهاجم زندگی واقعی به دنیای فانتزی او پیامدهای وخیمی برای شمار و گروه دوستانش دارد.