خط داستانی
پسر هشتسالهٔ مسیحی با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند پس از درگذشت مادرش. وقتی مادربزرگ بیمار میشود، پدربزرگ مشکا تصمیم دارد پسر را به زندگی با خالهاش در دریای بالتیک ببرد. اما کریستیان با این کار موافق نیست. در مسیر سفر، میان آن دو رابطهای تازه شکل میگیرد که همه چیز را دگرگون میکند.