خط داستانی
ژرزی گدایی محبوب در مونکوک است روزی با دوست دخترش نانسی به ژاپن سفر می کنند آن ها به رستورانی چینی می روند ناگهان گروهی از تریادهای ژاپنی وارد شده و درگیری ایجاد می کنند درست در لحظه ای که او در خطر است صاحب رستوران از یک کارت ویژه استفاده می کند تا او را نجات دهد ژرزی تشخیص می دهد آن مهارت ملک کولا است پادشاه قمار اما صاحب رستوران قبول نمی کند که کولا هنوز زنده است کولا در نهایت هویت واقعی خود را می پذیرد و به ژرزی می گوید که هو یان در واقع دوست دختر سابقش بوده اما اکنون همسر یوهان است کولا همچون برادر با یوهان رفتار کرده اما به خاطر همسر زیبا و ثروت او را حسود می شود یوهان نقشه ای کشیده تا همه چیز کولا را از بین ببرد با کمک ژرزی کولا تصمیم می گیرد هو یان را بازگردانند اما متوجه نیست که یوهان نقشه دیگری برای او تدارک دیده است