خط داستانی
در بوئنوس آیرس، چند روز قبل از سفر به اسپانیا با همسر محبوبش لیلیانا روویرا برای دیدن پسرشان پدرو، استاد ادبیات چپگرا فرناندو روبلز به طور اجباری از دانشگاه بازنشسته میشود و به این نتیجه میرسد که زندگی با مستمریاش غیرممکن است. بحران در آرژانتین به فرناندو اجازه نمیدهد شغل جدیدی پیدا کند و همسرش تصمیم میگیرد آپارتمان خانوادگیاش را بفروشد و به یک مزرعه کوچک در نزدیکی ویلا دولورس منتقل شود تا هزینههایشان را کاهش دهند. فرناندو به ایده کشت اسطوخودوس و فروش روغن آن به صنعت عطر فکر میکند.