خط داستانی
جین بری مجرد و پرتوان به کارهای مهم زندگی میاندیشد مانند پیشرفت در حرفه و خرج کردن مقدار زیادی برای کفشهای مد روز. اما در شب کریسمس بر اثر تصادف خودرو زندگیاش برای همیشه تغییر میکند: جین پس از تصادف بیدار میشود و میفهمد همسری شوهردار است که سه فرزند دارد و به کارهای خیریه علاقهمند است. آیا رویا میبیند؟ دیوانه شده است؟ آیا این نقشهٔ ضمادی است؟