ایلویز بیست و سه ساله از هامبورگ-آلتونا در وضعیت دشواری است: عموشی که پیش از این پنجاه هزار یورو به او قرض داده بود حالا میخواهد ملک مادر ایلوویز را ضبط کند. اما ایلوویز میداند چگونه این روزها سریع پول دربیاورد و نخستین خط تلفن جنسی ترکیهای به نام «سوپرکس» را راهاندازی میکند. کار خوب پیش میرود و فقط او را به دردسر بیشتری میاندازد وقتی دوست دختر جدیدش آنا برای کار به این شرکت درخواست میدهد و از پشت پرده هیچکس را نمیشناسد.