خط داستانی
یک دختر جوان که قرار است ازدواج کند متوجه میشود که یک مشکل دارد: او به هر مردی که میبیند خیالپردازی میکند. او به کلیسا میرود تا اعتراف کند اما ناخواسته به یک جوان که کشیش نیست اعتراف میکند. او موافقت میکند که به او کمک کند، اما در طول راه عاشق او میشود. متأسفانه او هنوز فکر میکند که او کشیش است.