عمر مروى
Umar Marvi
پادشاه اومارکوت به دنبال عروس است اما هیچکس را به سلیقه خود نمییابد. فوگ زیبایی بینظیر مروى را ذکر میکند. عمر تصمیم میگیرد مروى را خود ببیند و بلافاصله تحت تأثیر جاذبه او قرار میگیرد.