او بهترین تلاشش را کرد
He Done His Best
زمانی که چارلی از زنی که عاشقش است میخواهد با او ازدواج کند، او به او میگوید که باید رضایت پدرش را بگیرد. اما وقتی چارلی به دیدن پدر او میرود، که صاحب یک رستوران است، به جای آنکه رضایت بگیرد، به عنوان یک ظرفشور استخدام میشود. بقیه کارکنان آشپزخانه به زودی متوجه میشوند که چارلی عضو اتحادیه آنها نیست و اعتصاب میکنند. چارلی به تنهایی در رستوران میماند و این منجر به یک سری تحولات در رستوران و یک اختراع بزرگ میشود.