نگهبان کامارگ
این فیلم کوتاه جذاب در کامارگ فیلمبرداری شده است، احتمالاً در همان جایی که ژان دوراند فیلمهای وسترن خود را ساخته است. داستان بسیار ساده است. یک نگهبان عاشق یک دختر پارسی میشود. در ناامیدی، او خودکشی میکند وقتی که او به پایتخت برمیگردد. اما، همانطور که همیشه با پره، ما از قاببندی، استفاده ماهرانه از فضاهای خارجی و جنبه مستند زندگی آن زمان قدردانی میکنیم. ما دختران جوان آرلسی را در لباسهای سنتی میبینیم که برای جمعآوری بادام بیرون میروند و با سبدهای خود به شهر برمیگردند. بازیگر نقش نگهبان بیش از حد واکنش نشان میدهد و ناامیدی بمبگونهای را تقلید میکند. اما پایان، جایی که او سوار بر اسب از میان امواج میگذرد تا به باقیمانده مرگ برسد، جذابیت خود را حفظ میکند. پره میداند چگونه ریتم یک توالی را تنظیم کند و جو لازم را به آن بدهد.