خط داستانی
آنا و نیکولا، زوج جوان رومانیایی، با اتوبوس از بخارست به وین سفر می کنند تا با تحویل دادن خودروی دزدیده شده پول گمنامی به دست آورند اما به محض رسیدن متوجه می شوند که خودرو هنوز آماده نیست؛ آنا ترجیح می دهد به رومانی برگردد و نیکولا ترجیح می دهد غرب را بگیرد؛ آنها در وین بی پول گیر کرده اند