خط داستانی
در آیندهای نزدیک، آمریکا نشان میدهد که دولت برای امنیت، نظارت گستردهای بر شهروندان دارد، در حالی که افراطیون داخلی به صورت جرأتآمیز با سلاح به شورش میپردازند. در جهانی پیچیده و وارونه، مایکل ویلسون که مأموریتی خشونتآمیز دارد ناگهان تصمیم میگیرد از خشونتی که کارش میطلبد دست بردارد؛ و مسئول امنیت ملی، ساندیا پورتر، به طور عمدی عملیات جاسوسی دولتی که در آن مشارکت داشته را خراب میکند. در نتیجه، مایکل و ساندیا برای خیانت به سازمانهایی که به آنها وفادار بودند، هزینهای میپردازند. پورتر که با نامی تروریست توسط همان کسانی که با آنها کار میکرد، برچسب زده میشود، با بحران شخصی و حرفهای روبهرو میشود. ویلسون با گلوله به دام افتاده و توسط همرزمی کشته میشود، هرچند صلح تازهی او به همرزمان بهویژه سام Norton منتقل میشود. اکنون Norton با بیطرفی در برابر نقشهٔ تروریستی برای بمباران دفتر پورتر و نجات او از عوامل مراقبت شدهٔ دولت روبهرو است