زومریکی
Zumiriki
آیا ممکن است دو بار به یک خاطره سفر کرد؟ کارگردان کلبه ای را کنار ساحل رودخانه ای ساخت که روبه روی جزیره دوران کودکی اش بود و با احداث سدی زیر آب رفت. هدف بازگشت به آن مکان بود که غیر قابل دید شده بود. تنها درختان جزیره که در میانه آب ایستاده بودند مانند میله های قایق اسباب بازی شکسته بودند و هوا تنها فضای باقیمانده بود که باید فتح می شد. این فیلم دفترچه ای است از یک جزیره نشین در خاطرات: چهار ماه تجربه ولدن در بهشت گمشده با دو مرغ، باغچه ای کوچک و ساعتی که برای همیشه در ساعت یازده و سی و سه ثانیه متوقف شده است.