خط داستانی
چول-سو مردی با ناتوانی ذهنی است. یک روز، چول-سو متوجه میشود که یک دختر جوان به نام ست-بیول که در بیمارستان است، دختر اوست. و به زودی، ست-بیول از بیمارستان فرار میکند و به تنهایی به شهری دور برای جشن تولد دوستش سفر میکند. در حالی که چول-سو در سفر ست-بیول را همراهی میکند، دوستی بین آنها شکل میگیرد.