داستان عروسکهای کریسمس
Story of the Christmas Toys
یک شب کریسمس، سانتا یک اشتباه بزرگ میکند. او عروسکی برای دختربچه و گربهپوش کوچکش را در خانه پسر همسایه میگذارد و سربازان آن پسر را در خانه دختر میگذارد. عروسکها جان میگیرند و همه چیز را مرتب میکنند، اما نه بدون ایجاد کمی شرارت. با روایت مل تروم از آهنگ کریسمس — «باتلاقهای بلوط در آتش روشن.»