زنی که تا شش رسید
La Mujer que Llegaba a las Seis
درِ بار جوی همزمان با به صدا درآمدن عقربههای ساعت کنار میزند. زنی که مشتری همیشگی است با سیگاری خاموش بین لبهای قرمز خود وارد میشود و روی صندلی بلند کنار مینشیند در حالی که جوی مشغول تمیز کردن لیوانها است. مدتی بعد او به عنوان ملکه، شاهزاده یا به اصطلاح رضا شناخته میشود و او را به نام «رینا» خطاب میکند.