خط داستانی
چیک در تلاش است تا اسب ارزان قیمتش را به زنی با صدای خشن و آزاردهنده بفروشد... شبیه به بتّی بُوپ. جینی با تام ازدواج کرده و ظاهراً او پول را از تام گرفته است. اما این زوج به طور تصادفی اسب اشتباهی را برمیدارند... به جای یک اسب خراب، این یک اسب مسابقهای برتر است. وقتی متوجه میشوند، تمام تلاششان را میکنند تا آن را پنهان کنند و اسب را رنگ میکنند. کمدی در پی خواهد داشت... یا باید داشته باشد.