خط داستانی
از زمان بارداری دوست دختر سابقش آشا، دنِیس با احساس گناه نسبت به مرگ پدر نیجیریایی اش در شانزده سال پیش روبروست. کابوس ها از دریاچه یخ زده ای که پدرش در آن خودکشی کرده است، آغاز شده است و او می خواهد به خانه مادرش بازگردد. اضطراب هایش با تولد به موقع فرزند اولش تشدید می شود. در این درام، نفرین وودو به نظر تنها راه رهایی دنِیس از این بار است که بر او و عزیزانش سنگینی می کند.