خط داستانی
ایلا دختر ساکن شهری است در دامنه های زمین های سودتن او به تنهایی پسر نُه ساله اش دامیان را تربیت می کند او سعی می کند در روزمرگی زندگی دوام بیاورد روزهایش در قالب تکرار کار در قصابی محله پر می شود و مراقبت از مادر بیمار و لحظاتی با دوستی اش اما یک روز جادو و شادی وارد زندگی او می شود