خط داستانی
فرزند پس از گسترش افراط گرایی از طریق اینترنت تصمیم می گیرد شب به سوریه برود تا به شورشیان بپیوندد. برای بازگرداندن او مادرش خطرناکترین سفر زندگی اش را آغاز میکند. با نقاب خبرنگار به کاروانی میپیوندد تا به منطقه نبرد برسد و به محاصره نیروهای کرد میافتد. او با تعقیب و درگیری با میلشیا به حیرت و ویرانی جنگ و جهانی در عذاب مینگرد؛ عشق بیقید و شرط مادر برای فرزندش او را به مقابله با هر مانعی و زنده ماندن وا میدارد تا فرزندش را زنده به خانه بیاورد.