خط داستانی
بر پایهٔ رمان جایشیم توپول. پوتوک طراح صحنهٔ تئاتر کوچکی است و زندگی او کموبیش بیهدف میگذرد. او محیط و خودش را با حقارت مینگرد. زندگی بیهدفش فقط وقتی تغییر میکند که با چرنا آشنا میشود. زوج در عشق از شهر فرار میکنند اما ناخودآگاه با محاسبهٔ انسانی، پژمردگی و طعم ناگوار مواجه میشوند. پوتوک به شکاکیت سابق بازمیگردد و روابطشان به شدت تیره میشود. چرنا او را ترک میکند و پوتوک به آهستگی به نگرشی سازشیتر نسبت به جهانی که جای عشق بزرگ و رمانتیک سیاه را ندارد، میرسد. برخلاف آثار ادبی توپول که در سه سال پس از ۱۹۸۹ رخ میدهد، این فیلم زمانبندی را نادیده میگیرد و بر تضادهای درونی قهرمان متمرکز است که زمانمند نیستند.