خط داستانی
روزی که پاسکوال مهاجر پرویی تصمیم می گیرد از همسرش فاصله بگیرد و به اورشلیم برود، روز قبل از نهمین تولد پسرشان لوکا است. پاسکوال در سفر به شهر تازه برای یافتن هدایای تولد فرزندش آغاز به جستجو می کند. تلاش های ناموفق پدر ناتوان در زندگی دشوار مهاجران او را به این درک می رساند که باید امکانی دردناک را بپذیرد تا خوشبختی را به فرزندش در مهم ترین روز سال بیاورد.