خط داستانی
دختری جوان به نام آناخته لِی با مادربزرگ خود مدتی را سپری میکند؛ پس از اینکه پدر او را بینشانی رها میکند، شبها به دنیای رویا میرود که ماه او را به خانهٔ پیرمردش باز میگرداند. او در آنجا با پادشاه موشها و کارهای عجیب و غریب دیگر ماجراهایی را تجربه میکند. در حالی که مادربزرگ او به این نتیجه میرسد که آناخته ممکن است بیماری جدی داشته باشد.