خط داستانی
وقتی دوران بلوغ برای پسربچه چهارهزارساله چهاردهمین سالگردش فرا میرسد، به همکلاسی جذابش کوکو نگاه متفاوتی پیدا میکند. خیلی خجالتی است تا بتواند موقعیت یا شانسی با او داشته باشد و همین باعث شک در مردانگیاش میشود. پدر مردسالارش بئرُ باواسطه، خواهر جذابش کیمبرلی و همکلاسی زورگو، همگی به سردرگمی و ناامیدی او دامن میزنند. با کمک بهترین دوستش فردی و چیزهایی که در طبیعت میبیند و الهامبخش او میشود، در نهایت جرات پیدا میکند تا با کوکو رو به رو شود.