خط داستانی
هِی جینجون دنبال ماهیگیران در سواحل رودخانه زرد در استان شانسی میرود. بخشی به شکل مستند و بخشی به صورت داستانی، موجبات نشان دادن زندگی سنتی را میدهد که با نسلها آرام و غیرقابل تغییر مانند خود رودخانه است و به نظر نمیرسد با تغییرات اقتصادی شهری دچار تزلزل شود. مردم بدون مراقبتهای پزشکی، بدون provisions اجتماعی، بدون مالیات زندگی میکنند. این فیلم دربارهی پسران و دوستان دوری با هم به نام باوا و لگا است که گاهی داستان را تعریف میکنند. عمو پیر که صنعت را به همه آموخته از جهان بیرون میترسد زیرا خیلی از اقوام در آنجا بدبخت شدهاند. او نمیخواهد به رفتن فکر کند و به باوا که تنها کسی است که میتواند به مدرسه برود اجازه نمیدهد راجع به آن صحبت کند. اما برای جوان، قایق شبیه تابوت است. وقتی والدین لگا قایقی بزرگتر میخرند، برادرها با گزینهای اجتنابناپذیر روبهرو میشوند. «مردمان رودخانه» داستان مردمی است که از زندگیشان راضیاند اما به آرامی عصر مدرن را در حال نفوذ میبینند.