خط داستانی
پوری (دیزی ایرانی) نمیداند والدینش کی هستند و به دنبال آنها میگردد. در حالی که در یک نیمکت پارک کنار سونداراجان (جمینی گانسان) نشسته است، از او نامش را میپرسد و به محض اینکه او پاسخ میدهد، اعلام میکند که سونداراجان پدرش است. این موضوع زندگی سونداراجان را پیچیده کرده و برنامههای او برای ازدواج با معشوقهاش لاتا (ساویتری) را خراب میکند. رئیس یک بیمارستان برای بیماران روانی با دختری که چندان از نظر روانی قوی نیست، مشکلات بیشتری برای قهرمان ایجاد میکند. پس از چندین پیچ و خم جالب، حقیقت آشکار میشود - پوری فرزند نامشروع یک سرباز (مصطفی) است و مادر رها شدهاش خودکشی میکند و کودک را تنها میگذارد. سونداراجان و لاتا به پوری بسیار جذب میشوند و تصمیم میگیرند او را به فرزندی قبول کنند.