آبوهما داستان آنیکت، یکی از بهترین فیلمسازان بنگال در شرق هند و عشقهای زندگیاش را روایت میکند. آنیکت که به کارش devoted است، با همسرش دیپتی، که یک بازیگر است، در حین کار بر روی یک فیلم آشنا میشود و عاشق او میشود. آنها آنقدر عاشق بودند که دیپتی برای شوهرش و پسرشان آپراتیم، از حرفه خود گذشت، اما بخشی از آنچه که بود را در این فرآیند از دست داد. داستان پیچیدهتر میشود زمانی که آنیکت یک بازیگر جوان به نام شیکا را تست میکند که شباهت عجیبی به همسرش در جوانی دارد. دیپتی با اشتیاق شروع به آموزش شیکا برای فیلم شوهرش میکند - به طوری که شیکا بیشتر شبیه دختری میشود که دیپتی قبلاً بود و در نتیجه آنیکت که در حال پیری است، به شیکا که به اندازه پسرش جوان است، عاشق میشود، با وجود غم و مشکلاتی که برای خانوادهاش به همراه دارد.