خط داستانی
دیود جوان اجتماعی بیدقت، دیوید، به ظاهر زندگی کامل و بی نقصی دارد تا اینکه شغلش را از دست میدهد و با آوارگی روبهرو میشود. پس از رسیدن به پایینترین نقطه، در یک کوچه باره میبیند که مردی بیخانمان به او وعده راهی برای تغییر زندگی میدهد. به نظر میرسد که همهچیز بیش از حد خوب است اما با هیچ چیز برای از دست دادن، او پیشنهاد مرد را میپذیرد. همه چیز به نظر همانطور میماند؛ سپس در پی رفتار اتفاقی با زنی جوان مرموز که در پی فرار است به نام دویستو-بیستـو-دو یک (دو دو) برای دوستانش—دیوید توانایی عجیبی در خلق واقعیت به همان صورتی که او تصور میکند را مییابد و آینده او و او با هم گره میخورند.