خط داستانی
این فیلم داستان یک ربات به نام راب را روایت میکند. روزی او در حال قدم زدن در شهر بود که مرد سالخوردهای را دید که روی صندلی در داخل «فروشگاه چیزهای ناخواسته» نشسته بود. کنار مرد، تابلویی با عنوان «برای فروش» وجود داشت. صاحب فروشگاه گفت که کالاها برای فروش عرضه شدهاند. نام مرد رابرت بود. راب میخواست دوستی داشته باشد. او خرید کرد و فاکتور دریافت نمود. رابرت توضیح داد که اکنون حیوان خانگی راب است و از این به بعد راب باید سرپناهی در اختیارش بگذارد، به او غذا بدهد و مراقب باشد که حوصلهاش سر نرود. ربات و مرد شروع به زندگی با هم کردند...