خط داستانی
در پی hậu انفجار اتمی چرنوبیل در سال ۱۹۸۶، زمان در آلمان به نظر میرسد ایستا شده باشد. مانند ارواحی از هم گسسته، نوجوان فلیپ، پدر مستبدش هِنینگ و خدمتکار لهستانی آدا در ویلایی به سبک ویلهلمی زندگی میکنند. در این محیط که فرهنگ مسموم طبیعت و مردسالاری حاکم است، فلیپ تصمیم میگیرد با آدا یک سفر دریایی برود و این تصمیم جرقهای برای موجی از آگاهیهای درونسازمانی میشود.