مستند ساختگی وینسنت لانو نشاندهنده یک جامعه از زامبیها در بلژیک است. دو 'والد' خانواده جورج و برتا هستند که دو فرزند نوجوان دارند - یا بهتر بگوییم، آنها دو انسان سابق را که به زامبی تبدیل کردهاند، بزرگ میکنند. پسر سامسون کمی بیپروا است: از آزادی جنسی زندگی زامبی لذت میبرد و با تمام انرژی یک جوان بیمسئول، بدون توجه به عواقب (حتی در این دنیا، رابطههای خویشاوندی نیز پذیرفته شده است، جایی که واژه 'همسر' اغلب مترادف با 'مادر' یا 'خواهر' است). دختر گریس به نوعی دیگر به انسانیت آرزو میکند: با استفاده از برنزهکننده مصنوعی برای از بین بردن رنگ پریدگی زامبیاش، پوشیدن لباسهای صورتی، آرزو میکند که بتواند احساسات را تجربه کند و حتی یک دوستپسر انسانی داشته باشد.