خط داستانی
رِچِل در نوجوانی ظالمانه ای هم در خانه و هم بیرون خانه را تجربه می کند پدر بیکار او ناامیدی و خشم خود را به همسرش و دخترش می ریزد رِچِل سعی می کند با پدر خشن خود کنار بیاید و از مادرش حفاظت کند بی دفاع و خسته، او و مادرش در کنار هم به دنبال همدردی می گردند در حالی که برای دلسوزی انتظار می کشند