خط داستانی
در روزی گرم از تابستان دهه پنجاه، دختر بومی کنار جادهها را از پشت صندلی عقب خودرو تماشا میکند. زنی کنار میز آشپزخانه آهنگ لالایی به زبان کِری میخواند. وقتی دختر به مقصدش میرسد، تغییری در او رخ میدهد که صدای ملایم مادر را به فریاد خشم و درد بدل میکند.