خط داستانی
در شب در یک مهدکودک، همه اسباببازیها خواب هستند به جز خرگوشی که در حال نگهبانی است. طوفان شدیدی پنجره را باز میکند و باران، تدی کوچولوی روی لبه پنجره را تهدید میکند. خرگوش برای کمک میپرد اما لیز میخورد و پایش آسیب میبیند و میمون بدخلق را بیدار میکند. با دیدن خطر، میمون به عمل میپردازد، نردبان ماشین آتشنشانی را دراز میکند اما به طور تصادفی خرگوش را روی خرطوم فیل میاندازد. میمون به خرطوم بالا میرود، لبه پنجره را میبندد و تدی لرزان را با هلیکوپتر نجات میدهد. با ایمن شدن تدی، اسباببازیها دوباره به خواب میروند.