خط داستانی
درامِ واقعی درباره این که چرا در شهر روستایی زیبا و کمی عجیب، دوستان دوران کودکی سازندهٔ فیلم جِز لوئیس دست به خودکشی میزنند. از یک جستجوی شخصی برای درک ماجرا آغاز میشود، سپس به یک جستوجوی سالانه دراماتیک از فاجعهٔ انسانی و رستگاری میرسد که شخصیت محوری یعنی کَس با قبول مرگخود و تلاش برای رها بودن از چرخهٔ نابودیِ خویشتن با آن رو به رو میشود. این روایتِ مرکزی با مطالعهای صمیمی از مکانی که اغلب به بهشتی توصیف میشود اما با خود جریانی از لذات کشنده و ناامیدی همراه است، صعودی را ترسیم میکند. در حالی که مردم در طول ساخت فیلم همچنان دست به خودکشی میزنند، توفانی از ارزشهای متضاد حقایق ناگشودهای دربارهٔ شرایط انسانی به وجود میآورد.