خط داستانی
پس از قتل قبیلهٔ بومیان توسط راهزنان، شانکوی جوان مانند یک گوشهنشین وحشی در جنگل کوه تنهمیان میشود و تنها دوستش گور نهنگ است تا روزی دختربچهای به نام کونار برای یافتن سلاح انتقام به جنگل میآید و دوستی بین وحشی و دختر شکل میگیرد؛ اما رئیس راهزنان با استخدام شمشیرزن نجیب برای کشتن پادشاه کوهستان نقشه میکشد.