خط داستانی
ابری که روزگاری خواننده-ترانهنویس بااستعدادی بود، اکنون خود را در حال نوشتن جینگلهای بیروح برای تبلیغات مییابد. در حالی که به خانه برای تعطیلات میرود، معلم موسیقی دبیرستان محلی از او درخواست میکند تا به نجات برنامه هنرهای مدرسه کمک کند. در این فرآیند، ابری صدای خود را دوباره کشف میکند و اعتماد به نفسش را برای دنبال کردن رویاهایش به دست میآورد و همچنین امکان عشق را نیز میپذیرد.