خط داستانی
صبحگاهی کیوسکِ امک با آتش بازی بنو منفجر شد. توپان عصبانی بود و میخواست به بنو و دوستش ساتیو انتقام بگیرد. وقتی توپان وارد خانه ساتیو شد، به جای آن Indah، دختر ساتیو که میخواست از خانه فرار کند را کوبید. انداه میخواست توپان را گروگان بگیرد و هر دو از بنو و ساتیو فرار کردند. سري اتفاقات خندهدار دنبال شد…