خط داستانی
یک میانجی خانوادگی برای حل یک بحران در خانهٔ جوزف تلاش می کند. از وقتی روکسان جدا شده است، به دیدن فرزندشان ماتیو از او منع می کند و به طور زیرکانه او را در ملک روستایی شان حبس می کند. جوزف و ماتیو در سکوت و خلا ایجاد شده به خاطر غیبت روکسان بی شماری را تحمل می کنند و به سرعت می تازند.