خط داستانی
مارسل پرز آنقدر فقیر است که حتی نمیتواند به نظافتچی برای خدماتش انعام بدهد. اما یک پیامرسان با تلگرافی از یک دفتر اسناد رسمی میآید. یک دایی فوت کرده و صد هزار فرانک برای مارسل به جا گذاشته است! با شادی و پرش و سقوط و شکستن وسایل قدیمیاش، مارسل به سمت خرید لباسهای مد روز و گرانقیمت میرود و تلگراف را مانند یادداشت یک میلیون پوندی مارک تواین تکان میدهد تا اطاعت فوری خیاطان، فروشندگان کلاه و لوازم جانبی را جلب کند. اما صبر کنید، چرا آن پیامرسان در پی مارسل است؟ آیا ممکن است تلگراف دیگری باشد؟ ممکن است چه چیزی در آن نوشته شده باشد؟