خط داستانی
کارلا ۱۹ ساله میخواهد جهان را به جای بهتری بدل کند در یک محله فقرنشین کیپ تاون—که پدرش کلَس لومن، مدیر شرکتی انرژی در آلمانی مقیم آفریقا، را عصبانی میکند. در کیپ کارلا عاشق فعال Maduna میشود. در حالی که مادرش جودیت به دیدار کارلا میرود، تصادف یک تانکر آب آشامیدنی را تهدید به آلوده کردن میکند. کارلا از Maduna نمونه آبی دریافت میکند و به دنبال آن ربوده میشود...