خط داستانی
میگل و برادرش هفتساله در رودخانه در حین پیکنیک خانوادگی شنا میکنند. ناگهان جریان قوی رود هفته را با خود میبرد. جسد او هیچگاه پیدا نمیشود و گمشده اعلام میگردد. شش سال بعد، تماسی نیمهشب به میگل میگوید خانه را ترک کند وقتی که هدفت بازمیآید. پسری بیهوش، ۱۳ ساله، در گاراژ یافت میشود. وقتی هوشیار میشود، ادعا میکند که جیسون است و دیگر صحبت نمیکند.